ادریناگل زندگی ماادریناگل زندگی ما، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 8 روز سن داره

هستی من دخترم/ادرینا/

دعای من

رَبِّ هَب لی مِن لَدُنکَ ذُریةً طَیِبَةً إنَّکَ سَمیعُ الدُعا  پروردگارا از رحمت خود بر من نسلی پاکیزه ببخش همانا که تو شنوای دعایی ...
1 آذر 1392

بدون عنوان

ادمی گاهی دلش تنگ است گاهی دلش درد دارد گاهی دلش می سوزد گاهی دلشوره گاهی دلهره     امامن این روزها دلخوشم... دلخوش به فرداها.. دلخوش به رویاهای نیمه تمامی که باتو تمام می شود خدای من این دلخوشیهارو ازمن نگیر ...
1 آذر 1392

بدون عنوان

فرشته کوچک فرداهای من، امید زندگی من و پدر، این روزها قشنگترین و بهترین روزهای زندگیمان در کنار تو در گذر زمان است. چقدر این روزها خوشحالم ، خوشحالم به خاطر عشق و آرامشی که خداوند مهربان بر ما عطا کرد، خدای بزرگم من هر روز امیدوارتر از روز قبلم و تو هر روز مهربانتر... مهربانیت را حد ومرزی نیست ، چرا که تو خداوند بزرگ و بی همتایی، خدای مهربان به خاطر عطاکردن زیباترین خلقت هستیت از تو هزاران بار سپاسگزارم... ...
30 آبان 1392

بدون عنوان

    عاقبت دريك شب ازشبهاي دور           كودك  من پا به دنيا مينهد   آن زمان بر من خداي مهربان              نام  شور انگيز مادر مينهد   ان زمان طفل قشنگم بي خيال               درميان بسترش خوابيده است   بوي اوچون عطر پاك ياس ها              در مشام جان من پيچيده است     آن زمان ديگروجودم مو به مو  ...
30 آبان 1392