ادرینا خانوم بعد یه خواب ناز
ادرینای من تموم زندگیمه......
پاهای کوچیک ادریناتودست بابایی
قربونت برم دخترم پاهای کوچولوشوببین اینجا ادرینا7 روزه شده ...
نویسنده :
مامانی
19:39
ادرینا دختر نازمن
تولدت آغاز خوشبختی من و وجودت آرامبخش قلب من است بوییدنت یاد خدا را در دلم زنده میکند و نگاهت ترنم بهشت است،چه زیبا مرابا خدا صمیمی کردی با تو من به خدا رسیدم با تو من به معجزه ایمان آوردم تو بزرگترین معجزه ی زندگی منی. بهترینم از خدا میخواهم هرچه برای بهترین بندگانش میخواهد برای تو نیز بخواهد و جایگاه تو را در ردیف عزیزترین عزیزان خودش قرار دهد. ...
نویسنده :
مامانی
11:11
ادرینای شیطون تو فنجون...
دختر که داشته باشی.....
دختر که داشته باشی، با خود تصور می کنی پیچ و تاب شانه را در نرمی موهای طلایی اش -وقتی کمی بلند تر شوند- ... و کیف عالم را می بری از انعکاس تصویر خرگوشی بستنشان دختر که داشته باشی، خیال می کشاندت به بعد از ظهر گرم روز تابستانی که گوشواره های میوه ای از گیلاس های به هم چسبیده به گوش انداخته اید -همان هایی که هر که بیاویزدشان از شادی لبریز می شود و خنده ی از ته دل امانش را می برد- دختر که داشته باشی انتظار روزی را می کشی که با هم بنشینید در حیاط خانه مادربزرگ و گل های یاس سفید و زرد به رشته درآمده گرانبهاترین گردن آویز دنیا شود &nb...
ادرینای ما خوابه
دخترنازم عاشقانه هایم تمامی نداردوقتی تو بهترین /اتفاق/زندگیم هستی ...
مادرانگی
درست زمانی که بین همه ی اگرها و بایدها و چون و چراها مصمم میشی بشینی سر سجاده مهرش و از خدا نام مادر رو التماس کنی ، اون وقته که خدا نعمتش رو ... منتش رو بر سرت تموم میکنه و نام زیبای مادر رو برازنده باقی اسمت می کنه... قصه تنهایی روزهای زندگیت تموم میشه. .. یکی میاد که تو به لطفِ بودنش بهترین حس ها رو تجربه می کنی و به ضمانتش وام مادرانه میگیری... خودت به میل خودت ، خودتو از دفتر الویت ها داوطلبانه خط میزنی و یه نفر رو مادرانگی میکنی تا انتهای زندگی ... درست مثل مادرت یادم بمونه که ؛ همه ی اینا خستگی داره... نگرانی داره ... از خود گذشتگی داره ... ...










