ادریناگل زندگی ماادریناگل زندگی ما، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 6 روز سن داره

هستی من دخترم/ادرینا/

باورم نمیشود/یعنی من مادرمیشوم

1392/9/19 19:10
نویسنده : مامانی
238 بازدید
اشتراک گذاری

رسید آن لحظه ی ناب خدایی.....کم مانده به وسعت چند ساعت زمینی.....ساعتها و دقیقه ها و ثانیه هارا میشمارم......بی تابم..بی تاب فرشته های آسمانی ام......

میدانم چند روزیست در هوای آمدن به دلم پر میکشید...من  خسته را بگویید....دلم قطعه های پازل مادری را کنار هم میچیند در تگنای ثانیه ها....نگران نباشید،به هم که بچسبانم در آغوشم آرام گرفته اید......

چیزی نمانده به مادر شدن...چیزی نمانده به آن لحظه ی آفتابی.....که دنیای تاریکم را به یکباره  فراری دهید.....

مادرانه مینویسم.....چند شبی ست عطر مادرانه ام را  با قاصدکی به دنیای آرام رویایتان میفرستم...آرام بیارامید که فردا روز یست مملو از آشنایی...مملو از عشق...و مملو از مادری.......

باورم نمیشود یعنی من فردا مادرم؟؟؟؟؟؟؟؟

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

باران
21 آذر 92 10:01
این حس قشنگ گوارای وجودت/وقتی خودت راغرق مادری میبینی وقتی نگاه آسمان سمت توست ما منتظرهای مادرشدن رو هم دعاکن