ادریناگل زندگی ماادریناگل زندگی ما، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 5 روز سن داره

هستی من دخترم/ادرینا/

دخترم هستی مامانی

1392/11/4 16:21
نویسنده : مامانی
261 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عشق کوچولوی من

دخترک بهاری من

دخترک کوچولوی من

دخترک زیبای من

میدونی که این روزا خیلی بهت عادت کردم 

 اگه یه روز کم تکون بخوری دلم هزارتاراه میره 

عزیزکم الان امن ترین جای دنیاااااااااااا   برای  تو  تو وجود من 

عشق کوچولوی من اروم باش راحت تو وجود من نفس بکش 

به شیطنت هات ادامه بده که با هر بار تکونت  کلی قند تو دلم اب میشه 

 که من مامان شدم؟

خودم هم باورم نمیشه کم کم که رشد میکنی و شکم من بزرگ میشه

تازه داره باورم میشه که من

مسئول یه موجود کوچولوی زیبا و دوست داشتنی هستم که خدا اونو بهم امانت داده

که بی صبرانه منتظر اومدنش تو یه روز بهاری که میشه دخترک بهاری  من 

عزیزم این روزها چه زود میگذره الان شما 29 هفتته چیزی نمونده  برای به اغوش کشیدنت

دخترکم

میدونی همیشه ارزو داشتم

 

یه دختر کوچولوی ناز و شیرین زبونو ملوس داشته باشم که بشه همدمم

 

من مامان یه دختر زیبا هستم که هستی منه خدایا شکرت...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (11)

هدی (مامان نی نی)
5 بهمن 92 14:46
وقتی پسر منم تکون میخوره با خودم میگم واقعا یه موجود زنده تو شکم منه؟خیلی جالبه.و همه اینا عظمت خدا رو میرسونه.
مامانی
پاسخ
دقیقا دوستم
سحر مامان یسنا
5 بهمن 92 19:56
سلام انشالله به سلامتی وبه اسونی زایمان کنی عزیزم
مامانی
پاسخ
مرسی گلم
مامان الناز
6 بهمن 92 15:39
ايشالاه زودي اين دوران تموم بشه و ني ني بياد تو بغلت
مامانی
پاسخ
انشالله دوستم
مامان نفس
7 بهمن 92 10:49
ان شاا... نی نی نازمون به سلامتی بیاد بغل مامان و باباش
مامانی
پاسخ
انشالله دوست عزیزم
مامان روشا
8 بهمن 92 13:57
مامانی قدر این روزای قشنگو بدون و تا میتونی عکس بگیر من دلم واسه بارداری و همه حسای زیباش تنگ شده به امید تولد یه نی نی خوشمل
مامان الناز
25 بهمن 92 19:29
اي دوست به جز عشق تو در سر من هوسي نيست جز نقش تو بر صفحه ي دل نقش كسي نیست بهترين لحظه، لحظه ايست كه فكر كني فراموشت كردم، بعد 1پيام از طرف من بياد كه توش نوشته ميميرم برات ! ولنتاینت مبارک !
مامان الناز
3 اسفند 92 0:06
دوست خوبم نيستي نگرانت شدم
مامانی
پاسخ
سلام مامانه الناز متاسفم نتونستم هفته دیگه نی نیه خوشگلم به دنیا میاد بای
مامان هلیا
16 اسفند 92 11:45
جمیله جونم کجایی نی نی نیومد
samira
18 اسفند 92 10:00
جمیله جون هنوز نی نی نیومده دیر ب دیر مطلب میذاری . فکر کنم وقتی دنیا بیاد کلا وبلاگ نویسی رو رها میکنی خیلی وقته به ما سر نزدی خانمی کجایی؟
مامانی
پاسخ
سلام من یه مدت ایران نبودم مسافرت بودم اصلا نتونستم به سر بزنم مرسی
مینا ( دلنوشته هایی برای دلبندم )
22 اسفند 92 11:09
انشالله دوران بارداری رو به خوبی و خوشی سپری کنی عزیززززززززززم
مامانی
پاسخ
مرسی گلم